من بدون تو هرگز " نام کتاب ششم نویسنده ی جوان

 " سید سعید محسنی

می باشد . 

هرچند قطعه ای که از این کتاب انتخاب کرده ام و نگاهتان را می طلبد ،

 بخشی از پیشگفتار این کتاب می باشد ؛

اما دعوتتان می کنم که این دل نگاشته ی بسیار زیبا را با نظراتتان مزین بفرمایید :

هر انسان مانند رودی است که جاری می شود 

پشت سدها می ماند یا از آنها عبور می کند ،

نمی دانم من و تو کدامین رود هستیم ؟

آیا پشت سدهای زندگی می مانیم ؟! 

یا سربلند و فاخر از آنها عبور می کنیم !

هر انسان مانند ابری ست که تنها می گذرد ،

اما نمی بارد ، یا نه ! می آید ، می بارد و می گذرد ،

نمی دانم من و تو کدامیک از این ابرها هستیم ؟

می آییم و تنها عبور می کنیم ؟

یا می آییم ،‌می باریم ، می رویم و خاطره ای از 

باریدن و بخشیدن برای دیگران بر جای می گذاریم !