
این روزها همه در تکاپوی رفتن به پابوس آقا علی بن موسی الرضا (ع) هستند ..
خیلی ها هم اشتیاق زیادی به رفتن دارن و نمی تونن برن ..
اما یه حسی بین همه مشترکه و اون شوق زیارته ..
این که ما تو کشوری زاده شدیم که مزین به قدوم مبارکه شاه خراسانه عنایتی خاص از سوی
خداوند رحمن و رحیمه و به اعتقاد بنده هر کسی هر جای این کشور سلامی به حضرت بده
قطعا جوابش رو دریافت می کنه زیرا آنچه از دل برآید لا جرم بر دل نشیند ....
دعوتتون می کنم به خوندن این غزل تازه سروده از دوست بسیار ارجمندم سر کار خانم سپیده حسین زاده :
بخوان قلم که دوباره دلم غزلخوان است
دلم کبوتر دربار شاه شاهان است
غروب شمس و طلوع قمر بهم زده ای
که هردو مات تو شمس الشموس ایران است
ببخش اگر که کمی سمت و سوی قبله من
زمکه منحرف و در پی خراسان است
ضریح تو شده کعبه، برابری دارد
نه کفر نیست و حجِ دل فقیران است
بنا شود که تو ضامن شوی به وللهِ
غزال تو شدن اوجِ کمال انسان است
کجاست آدم پیغمبران ببیند که
به زیر پای تو در حال سجده شیطان است
به لطف یک گل تازه نشد بهار اما
به یک درخشش تو گو ستاره باران است
جنون دلیل همیشه تبسم من نیست
لبی که نام تو برده همیشه خندان است
همیشه ذکر لبم بوده السلام علیک
ابا الحسن ، که کنارش همیشه سلطان است